پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
490
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
نزديكى فاروس تپه كوچكى پديد آورده نشيمن بر روى آن ساخته خود را به آنجا كشيد و از آميزش با هر كسى پرهيز جسته مىگفت : آرزويى جز از آن ندارم كه همچون تيمون « 1 » زندگانى كنم . چه حال او اين زمان حال تيمون بود و در نتيجه بىوفاييها كه از دوستان خود مىديد از سراسر جنس آدمى مىرميد و همگى را دشمن مىداشت . اين تيمون مردى بود آتنى كه نزديك به زمان جنگهاى پلرونيسوس « 2 » مىزيست و نام او در بازيهاى خندهآور ( كوميدى ) آريستوفانيس « 3 » و افلاطون آمده كه در آنجا او را دشمن جنس آدمى نشان داده و بر او ريشخندهايى كردهاند . چه از همه كس دورى مىگزيد و كسى را به نزد خود راه نمىداد . بااينحال آلكبياديس را كه در آن زمان جوان بود ديده دست به گردن او انداخت و او را بوسيده نوازش بسيار كرد . و چون آپيمانتوس « 4 » علت آن كار را پرسيد پاسخ داد : مىدانم روزى اين جوان گزندهاى بسيارى به مردم آتن خواهد رسانيد « 5 » تيمون كسى را به همراهى خود نمىپذيرفت . مگر اندك زمانى همين آپيمانتوس نيز خوى او را داشت و در طرز زندگانى پيروى از شيوه او مىنمود در يك روز جشنى كه اين دو تن با هم جشن داشتند آپيمانتوس به او گفت : چه شام گوارايى داريم تيمون ! تيمون پاسخ داد : زمانى گواراست كه تو در اينجا نباشى . روزى تيمون در انجمنى به پشت تريبون رفته و چون مردم از آن كار او در شگفت شده همگى خاموش گرديدند لب به سخن باز كرده چنين گفت :
--> ( 1 ) . Timon ( 2 ) . مقصود آن جنگهايى است كه ميانه اسپارت و آتن روى داده كه در سرگذشت اردشير دوم به آنها اشاره كرديم . ( 3 ) . Aristophahnes ( 4 ) . Apemantus ( 5 ) . داستان الكبياديس را در بخش يكم آوردهايم مقصود اشاره به شكست آتنيان در جنگ سوراكوس مىباشد كه يكى از بدبختيهاى تاريخى آتنيان به شمار مىرود و باعث آن كنارهجويى الكبياديس و رفتن او به نزد اسپارتيان بوده .